تبليغاتX

KING OF PAIN



من سکوتم تو ترانه...من یه فانوس تو زبانه



من نگاه مات و گنگم...تو نگاهی عاشقانه



من یه زخمم تو یه مرهم...من به ندرت تو دمادم



من یه باغ گر گرفته...تو مثل نزول شبنم



من و تو دو تا عروسک با چشای تیره ایم



من و تو زندونی خاطره های پیله ایم



من یه عکس پر غبار از یه ترانه ساز لال



اما تو هنوز مثل باور یک قبیله ای



من پر از شکست و تردید...تو شکوه تخت جمشید



من شب شب پر مرده...تو مثل طلوع خورشید



من یه شهر بی پرنده...تو یه پیروز یه برنده



بگو تو حراج چشات...قیمت ستاره چنده؟؟؟؟؟؟



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 21:19  توسط رضا  | 



بهار اومد کنار هفت سین من


عکس قشنگتو دارم می بینم


میشم غرق تموم خاطراتی


که بی تو اشکو تو چشام می بینم


خدا ببین منو چطور شکستی


چطور دلت اومد چشاشو بستی


نبودش اتیش زده زندگیمو


منو واسه کدوم گناه شکستی


خدا چرا تو رو نمی رسونه


بدون تو بهار من خزونه


عیدی نمی خوام جز تو از خداوند


چی میشه در وا شه بیای تو خونه ام


بهار اومد بنفشه ی دلم مرد


خیال تو اشکو به چشمام اورد


سال جدیدی بی تو من نمی خوام


دنیا بهارمو با رفتنت برد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 21:18  توسط رضا  | 



گئجه گوردوم کوچه ده بیر جوان اوقلان ییخیلیب


خبر الدیم ددیلر کفلیدی چوخدان ییخیلیب


یادا گوش باز دی چیخیب گوش توتا دامنان ییخیلیب


بیری قیشقیردی یوخ یولداشا خاطر ییخلیب....


معنی:


شب پسر جوانی رو دیدم که در کوچه زمین خورده بود


خبرش رو گرفتم گفتند مسته خیلی وقته زمین خورده


شاید هم کفتر بازه رفته کفتر بگیره از پشتبوم افتاده


یکی داد زد "نه" به خاطر دوست زمین خورده..........

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 11:26  توسط رضا  | 



عشق ادما به هم قصه خنده داریه

اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه

وقتی عشقا همه از دم مثل هم تموم میشن

چرا باز باید شروع کرد اخه این چه کاریه

یکی پیدا نمیشه تو رو واسه خودت بخواد

واسه چشم و ابروته هرکی که دنبالت میاد

به خدا دروغ میگی وقتی میگه عاشقته

بخدا دروغ میگه که جز تو چیزی نمی خواد

بخدا دروغ میگه اره داره دروغ میگه

ادما عادت دارن از همدیگه بت بسازن

راه صدساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن

وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن

بگن این کهنه شده به اون یکی دل ببازن

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 10:24  توسط رضا  | 



منت روی دلم نذار، قلبمو بردار پس بیــــــــــــــــار

خیالی نیس میخوای بری زودتر برو تنهـــــــام بذار

خدا به همرات نا رفیق بردی قمار عاشــــــــــــــقی

بعد همه دو رنگیات نیای بگی که صــــــــــــــادقی

اره عزیز نا لایقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

داری می ری من می دونم چش به راهت نمی مونم

تو برو نده عذابم که به لب رسیده جونـــــــــــــــــم

فک نکن بری می میرم  یا که تو غصه اســــــیرم

من به فکر انتقامم یه روز حقمو می گیــــــــــــرم

تو به من کردی خیانت داری میری به ســــلامت

من تقاصمو می گیرم روز دیدار به قــــــــــیامت

نا نجیب من ساده بودم عاشق و دلداده بــــــــودم

پشتپا زدی به بختت من به دام افتاده بــــــــــودم

حالا اشک غم توچشمام من میگم تمومه حرفــام

ای خدا برس به دادم اره من بدجوری تنهــــــام

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 10:23  توسط رضا  | 



 

دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون است........


پس بیا حادثه افرین و قانون شکن باشیم.......
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 10:53  توسط رضا  | 



خدایا ! به من دوستی بده که با من گریه کند

 

دوستی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد


دوستی که بعد از اشتباهم بگوید


من بهت گفتمااااااااااا


نه این که بگوید من میخواستم بهت بگم........

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:39  توسط رضا  | 



تا حالا شده دلت بگیره

از دست غصه دق کنه بمیره

تا حالا شده که محتاج بشی

حتی خدا هم دستتونگیره

تا حالاشده یه روز بی خبر

عشقت بره بهونه شو بگیری

بفهمی هر چی میگفت دروغ بود

کم بیاری دلت بخواد بمیری

ای خدا زندگیم نقش بر ابه

حال قلب عاشقم بدجور خرابه

قسمت می دم که جونمو بگیری

زنده بودن واسه من عین عذابه

توکه از حال دلم با خبری

چرا گریه هام نداره اثری

تا حالا تنها یه جا نشستی؟

بی سر صدا توی خودت شکستی

حس خجالت بشینه رو چهره ات

از این که حس کنی اضافی هستی

تاحالاشده چیزی ببینی

دلت بخواد کور بشی و نبینی

واسه پنهون کردن گریه هات

زیر بارون بدون چتر بشینی......

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 19:6  توسط رضا  | 



اونی که می گفت بمون کنارم

واسه همیشه پس کوش کجاست؟

اونی که می گفت دوریت خیلی تلخه

مگه میشه بگو کجاست؟

کی بود که می گفت

گل سرسبد منی همیشه پیشم بمون

یادم نمی ره قلبمو شکستی

مثل شیشه نامهربون

باورم نمیشه هنوز همه نیرنگ ودروغ بود

گریه هات فقط یه بازی ...

تودلت خیلی شلوغ بود....

انگاری همین دیروز بود که

چشات توچشم من بود

من اشکاتومی شمردم

لحظه های اخرم بود

یه روزی میاد که پرهام

 خوب  خوب میشن عزیزم

می پرم تا بی نهایت تک و تنها تا قیامت

اینوخوب یادم می مونه چی به روز من اوردی

کاش همون روزای اول تک و تنهتا تومی مردی......

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 16:42  توسط رضا  | 



انگار نه انگار که واست می مردم


انگار نه انگار غصه تو می خوردم


انگار نه انگار عاشقت بودمو


انگار نه انگار دل به تو سپردم


با کی داری لج می کنی


با این دل عاشق من


هر چی میخوای بگی بگو


طعنه به عشق من نزن


اصلا واست مهم نبود


که این دلم اسیره


برات فرقی نداره


که کی واست می میره


رفتی و از غم تو من شکستم


خالی گذاشتی عاقبت تو دستم


اصلا خیالتم نبود


این که شکستی دلمه


بی اعتنا بودی رفیق


حالا رفیق من غمه


این همه عشق و عاشقیم


این همه دلدادگیام


تقصیر تو نیس


می خورم چوب همه سادگیام......

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 10:49  توسط رضا  | 




 فال حافظ - قالب وبلاگ

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت




خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه